پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۴
چهار شاخص «قدم صدق» با امام حسین(ع) در عصر حاضر/ مبلغان مراقب باشند؛ اثرگذاری منبر در گرو نیت الهی است نه مهارت‌های ظاهری / عاشورا و رسالت امروز حوزه‌ها؛ احیای معالم دین و مقابله با جهالت مدرن

حوزه/ دبیر شورای عالی حوزه های علمیه در تبیین رسالت امروز مبلغان و حوزه‌های علمیه با بیان اینکه «قدم صدق» با امام حسین(ع) در روزگار ما تنها به ابراز محبت و اقامه عزا محدود نمی‌شود ادامه داد: اثرگذاری منبر بیش از هر چیز در گرو نیت الهی، صدق عمل و مقابله آگاهانه با جهالت و انحرافات عصر جدید است نه صرفاً مهارت‌های ظاهری و بیانی.

خبرگزاری حوزه| اثرگذاری منبر دینی، بیش از آنکه وابسته به آرایه‌های لفظی، مهارت‌های ظاهری و جذابیت‌های بیانی باشد، در گرو اخلاص، نیت الهی و صدق در خدمت به دین است. مبلغی که بر منبر سیدالشهدا(ع) می‌نشیند، تنها سخنران یک مجلس نیست؛ او حامل پیام عاشورا و واسطه انتقال معارف حسینی به جامعه است. از این‌رو، نخستین شرط اثرگذاری سخن او آن است که دل خود را از انگیزه‌های نفسانی، شهرت‌طلبی و مقایسه‌های ظاهری پاک کند.

امروز دیگر بر هیچ انسان آگاهی پوشیده نیست که عاشورا صرفاً یک حادثه تاریخی در سال ۶۱ هجری نیست، بلکه جریانی زنده و الهام‌بخش برای همه عصرهاست. رسالت امروز حوزه‌ها و مبلغان نیز در همین امتداد معنا می‌شود؛ یعنی زنده نگه‌داشتن یاد کربلا، تبیین اهداف قیام امام حسین(ع)، ترویج روحیه اخلاص و ایثار، و تلاش برای تحقق آرمان‌های حسینی در جامعه.

در این مسیر، مقابله با جهالت مدرن از مهم‌ترین وظایف تبلیغ دینی است. جهالت امروز تنها ناآگاهی ساده نیست؛ گاه در قالب تحریف حقیقت، بی‌تفاوتی اخلاقی، سطحی‌نگری دینی و فراموشی آرمان‌های الهی جلوه می‌کند. منبر حسینی زمانی ماندگار و نافذ خواهد بود که از دل برخیزد، بر پایه منابع معتبر استوار باشد و جامعه را به معرفت، بصیرت، عدالت‌خواهی و بندگی خدا فراخواند.

در روزهای نخست محرم الحرام، ایام سوگواری حضرت سید الشهدا علیه السلام گفت و گویی انجام داده ایم با آیت الله محمد مهدی شب زنده دار، دبیر شورای عالی حوزه های علمیه که در این گفت و گو توصیه هایی ارزشمند برای طلاب و مبلغان ارائه شد؛ مشروح این گفت و گو تقدیم حضورتان می گردد:

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله تعالی علی سیدنا و نبینا أبی‌القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، سیّما بقیة‌الله فی الأرضین، أرواحنا فداه، و عجّل الله تعالی فرجه الشریف

ایام سوگواری سیدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسین ارواحنا فداه را به محضر حضرت بقیة‌الله الاعظم ارواحنا فداه و همه شیعیان و موالیان آن بزرگواران تسلیت عرض می‌کنم.

* عاشورا؛ جریانی فراتر از یک واقعه تاریخی

واقعه کربلا، رویدادی محدود به زمانی خاص، یعنی سال شصت و یک هجری، نیست که گمان شود به سبب مصلحتی یا الزامی در مقطعی معین، آن حضرت دست به آن جهاد عظیم زده‌اند؛ بلکه در حقیقت، سرآغاز حرکتی جامع و بزرگ در بستر تاریخ است.

حرکتی که مقصود از آن، افزون بر زمان تحقق خود، این بوده است که انسان‌های آزاده جهان در طول تاریخ، پیوسته از این جریان درس بیاموزند و با فهم و تحلیل درست آن، در شرایط و جوامع گوناگون از آن بهره‌برداری کنند.

ازاین‌رو می‌بینیم که در اسلام، از جهات مختلف، اموری در این جریان تعبیه شده است که موجب ماندگاری آن شود. اگر در اسلام سفارش شده است که محل سجده خود را از تربت قبر سیدالشهدا سلام‌الله‌علیه انتخاب کنید، بدین معناست که وقتی شما در شبانه‌روز پنج بار در برابر حق تعالی می‌ایستید و عبادت می‌کنید و نماز به جا می‌آورید، این عمل یادآور آن واقعه و آن حضرت باشد؛ زیرا سجده‌گاه شما از خاک قبر مبارک اوست.

همچنین توصیه شده است تسبیحی که با آن ذکر خدا می‌گویید از تربت قبر آن بزرگوار باشد؛ یا هرگاه آب می‌نوشید، در روایات وارد شده است که به یاد تشنگی آن حضرت بیفتید و افزون بر یاد قلبی، به زبان نیز اظهار کنید و آن بزرگوار و دشمنان ایشان را یاد نمایید و بر دشمنانشان لعن و از آنان اعلام برائت کنید.

همچنین مسائلی دیگر، از جمله زیارت آن حضرت و برکات و پاداش‌های شگفت‌آوری که در اسلام برای هر گامی که در راه زیارت آن بزرگوار برداشته می‌شود بیان شده است، و نیز برپاداشتن عزای آن حضرت؛ چنان‌که در روایت ریّان بن شبیب، حضرت رضا سلام‌الله‌علیه فرمودند که هر مصیبتی بر شما وارد می‌شود، از آن بگذرید و برای سیدالشهدا علیه‌السلام گریه کنید و گریه‌های خود را برای مصائب شخصی قرار ندهید، بلکه آن را برای سیدالشهدا قرار دهید.

اینها و بسیاری از آموزه‌های دیگری که در اسلام وارد شده است، نشان می‌دهد که این واقعه، رویدادی است که باید برای همیشه تاریخ زنده بماند و برای همگان درس‌آموز باشد.

* زیارت عاشورا؛ «قطعنامه» نهضت حسینی

از جمله زیارات وارد شده درباره سیدالشهدا علیه‌السلام، زیارت مبارکه عاشوراست. از زیارت عاشورا تعبیر می‌کنم به «قطعنامه» این داستان بزرگ؛ داستانی که باید گفت از زمان حضرت آدم علیه السلام مورد توجه بوده و تا امروز و تا قیامت استمرار دارد.

در این قطعنامه ـ که منشأ آن خدای متعال است، زیرا زیارت عاشورا حدیث قدسی است ـ در دو موضع، یک خواسته به همه انسان‌ها تعلیم داده شده است و آن این است که از خدای متعال بخواهید «قدم صدق» با امام حسین علیه‌السلام داشته باشید: «أن یجعل لی قدم صدق عندکم مع الحسین و أصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین».

همچنین در ضمن دعاها و درخواست‌ها تعابیری چون «أن یجعلنی…» آمده است که یکی از آنها نیز همین مسئله قدم صدق است؛ قدم صدق با خود امام حسین علیه السلام و قدم صدق با خدای متعال.

* «قدم صدق» در قرآن و منابع اسلامی

اما قدم صدق به چه معناست؟ برای همیشه از ما قدم صدق خواسته‌اند. در این زمینه نکاتی وجود دارد که در قرآن کریم نیز آمده است. علامه طباطبایی رضوان‌الله‌علیه در تفسیر المیزان، درباره ویژگی‌های ادبی و هنری تعبیر «قدم صدق» بیانات زیبایی دارند که اکنون مجال پرداختن به آن نیست.

اجمالاً روشن است که این تعبیر کنایه از آن است که ما باید با داستان کربلا و جهاد سیدالشهدا ارواحنا فداه و اهل‌بیت و یاران آن بزرگوار، رفتاری صادقانه و عملی در مسیر این حادثه عظیم داشته باشیم.

* چهار شاخص تحقق «قدم صدق»

برای تحقق قدم صدق و دستیابی به مصداق آن، چند مطلب وجود دارد: مطلب نخست آن است که نگذاریم این داستان به فراموشی سپرده شود؛ خودِ داستان و تحلیل صحیح آن، نه برداشت‌های سلیقه‌ای و نه تحریف‌ها، بلکه حقیقت این ماجرا.

قدم صدق آن است که کاری کنیم این داستان همواره در میان مردم و جوامع زنده و مورد توجه باشد و دچار غفلت، نسیان و فراموشی نگردد. ازاین‌رو، تشکیل مجالس روضه و ذکر مصائب اهل‌بیت علیهم‌السلام، بیان مصائب سیدالشهدا و نقل ماجرای کربلا، همراه با تبیین زمینه‌ها و پیامدهای آن، همگی مطلوب و مورد خواست آن بزرگواران است تا این حادثه پیوسته نقل و زنده نگاه داشته شود.

* چرا بر بیان ابعاد حادثه عاشورا این اندازه تأکید شده است

آن بزرگواران خواسته‌اند که این حادثه نقل شود. لازم نیست همگان به تحلیل‌های عمیق آن بپردازند؛ چه‌بسا فردی بدون آنکه تحلیل گسترده‌ای ارائه دهد، برداشت‌هایی داشته باشد و آموزه‌هایی را از آن استخراج کند.

نفس بیان این وقایع به عنوان ذکر مصیبت، نگارش آن‌ها، تصویرسازی و به نمایش گذاشتن این صحنه‌ها، همگی مورد خواست ایشان و از مصادیق «قدم صدق» است. برای همین اعمال، در روایات و بیانات دینی پاداش‌های شگفت‌انگیزی ذکر شده است.

چراکه همان‌گونه که گفته شد، این واقعه متعلق به همه تاریخ و حامل معارف عمیق و لایه‌های گسترده فهم است. شما آن را نقل کنید؛ ممکن است دیگران از آن بهره‌هایی ببرند که حتی به ذهن شما خطور نکرده باشد.

* بسیاری از انقلاب های جهان درس گرفته از نهضت عاشوراست

امروز مشاهده می‌کنیم که بسیاری از انقلاب‌هایی که در جهان رخ داده است، رهبرانشان ـ حتی اگر مسلمان نبوده‌اند، مانند گاندی ـ تصریح کرده‌اند که از واقعه عاشورا درس گرفته‌اند و منشأ اندیشه انقلابی، ظلم‌ستیزی و رهایی از سلطه استعمار و استثمار را در همین حادثه یافته‌اند. بنابراین، خودِ نقل این جریان باید استمرار داشته باشد.

ازاین‌رو، برادران و خواهران عزیز، مبلغان گرامی، طلاب و فضلای بزرگوار، یکی از وظایف مهم شما همین است که اصل این داستان را بیان کنید. البته باید توجه داشت ـ چنان‌که بزرگان ما فرموده‌اند، از جمله مرحوم حاجی نوری رضوان‌الله‌علیه در «لؤلؤ و المرجان» و دیگران مانند مرحوم شهید آیت‌الله مطهری ـ که باید از مطالب نادرست و ساخته و پرداخته‌ای که گاه در این زمینه‌ها نقل شده است، پرهیز کرد.

دروغ حرام است و نقل خلاف واقع جایز نیست؛ بحمدالله مقاتل معتبر و تاریخ‌نگاران معتمد فراوان‌اند که می‌توان از آثار آنان بهره گرفت و این وقایع را مستند و صحیح برای مردم بیان کرد.

* توصیه امام خمینی(ره) بر ذکر مصائب سید الشهدا در تمامی مجالس

در برخی دوره‌ها کمتر به روضه و ذکر مصائب پرداخته می‌شد، اما حضرت امام رضوان‌الله‌علیه ـ که از جمله بیانات معروف ایشان این بود که «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» ـ توصیه می‌کردند که در کنار هر سخنرانی و منبر، ذکر مصائب اهل‌بیت علیهم‌السلام، به‌ویژه سیدالشهدا علیه‌السلام، فراموش نشود و حتماً بیان گردد.

جهت دوم که از مصادیق «قدم صدق» است، تبیین آرمان‌ها و اهدافی است که امام حسین سلام‌الله‌علیه در این نهضت دنبال می‌کردند، بیان شود. در سخنان خود آن حضرت، از نخستین روز آغاز این قیام، از جمله در نامه‌ای که به برادرشان محمد بن حنفیه نوشتند، و نیز در بیاناتی که در طول مسیر و در روز عاشورا ایراد فرمودند، این اهداف به روشنی بیان شده است.

آن حضرت تصریح کردند که این حرکت برای احیای معالم دین است؛ معالمی که به فراموشی سپرده شده، دچار تحریف و دگرگونی گشته و با روی کار آمدن بنی‌امیه و دشمنان اسلام آسیب دیده بود. جملات بلند و روشنگر آن حضرت در تبیین این جهاد بزرگ و سرنوشت‌ساز، نشان‌دهنده عظمت اهداف این قیام است.

* در کنار ذکر مصیبت های عاشورا اهداف، آرمان‌ها و اغراض آن نیز تبیین شود

پس بخش دوم آن است که افزون بر نقل اصل واقعه برای نسل‌های مختلف، اهداف، آرمان‌ها و اغراض متعالی آن حضرت نیز تبیین شود.

جهت سوم، که آن نیز از مصادیق «قدم صدق» نسبت به آن بزرگوار است، بیان شهامت‌ها، ایثارگری‌ها، استقامت‌ها و اخلاص‌هایی است که در اوج قله کمال انسانی در وجود سیدالشهدا علیه‌السلام ـ که مقامی دست‌نیافتنی برای غیر معصومان است ـ و نیز در یاران ایشان جلوه‌گر شد.

خود آن حضرت فرمودند که یارانی باوفاتر و بهتر از آنان نمی‌شناسند. داستان هر یک از این یاران، سخنان، شعارها و رجزهای آنان، همگی نشانگر قوت ایمان، روحیه فداکاری و ازخودگذشتگی در راه اسلام، ارزش‌ها و امام معصوم است. این داستان‌ها هنگامی که بیان می‌شود، سازندگی و اثر تربیتی دارد.

* ایثار و استقامت امروز رزمندگان و خانواده ها الهام گرفته از عاشوراست

امروز نیز اگر در دفاع مقدس یا در حوادث و جنگ‌هایی که دشمنان اسلام به راه انداخته‌اند، شاهد استقامت و ایثار رزمندگان و خانواده‌های آنان هستیم، این روحیه بی‌تردید الهام‌گرفته از همان الگوها و جلوه‌ای از «قدم صدق» با امام حسین سلام‌الله‌علیه و قدم صدق با خدای متعال است.

چهارمین مصداق «قدم صدق» در این مسیر آن است که بکوشیم آرمان‌ها و اهدافی را که آن حضرت برای آن‌ها قیام کردند و شهادت را پذیرا شدند ـ و نیز اهل‌بیت ایشان علیهم‌السلام ـ در وجود خود و در جامعه پیاده کنیم.

در زیارت آمده است: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الضلالة و حیرة الجهالة»؛ آن حضرت خون خود را در راه تو بذل کرد تا بندگانت را از گمراهی و سرگردانی جهالت نجات دهد.

* مبلغان برای نجات انسان‌ها، جوانان و جوامع از گمراهی و جهالت تلاش کنند

مبلغ اسلام و مبلغ واقعه عاشورا باید در این مسیر گام بردارد و در حد توان خویش، برای نجات انسان‌ها، جوانان و جوامع از گمراهی و جهالت بکوشد. جهالت در اینجا تنها به معنای نادانی در برابر علم نیست؛ زیرا جهالت دو معنا دارد: یک معنا ندانستن و فقدان علم است، و معنای دیگر رفتار نابخردانه و عمل نادرست است؛ چنان‌که در قرآن کریم به این معنا اشاره شده است. مراد از جهالت، انجام کار ناروا و نادرست است.

«قدم صدق» با امام حسین سلام‌الله‌علیه بدین معناست که در مسیر نجات بندگان خدا گام برداریم و معالم دینی فراموش‌شده را در جامعه احیا کنیم، عدالت را گسترش دهیم، دست ستمگران را کوتاه سازیم، مستضعفان را یاری کنیم و امر به معروف و نهی از منکر را اقامه نماییم.

این امور از جمله آرمان‌های آن حضرت است که هم در بیانات تصریحی ایشان آمده و هم با تأمل و دقت در این داستان بزرگ می‌توان آن‌ها را استنباط و استخراج کرد. هر کس با تدبر در این واقعه بنگرد، این اهداف را به‌روشنی مشاهده خواهد کرد.

* «هل من ناصر ینصرنی» تنها برای روز عاشورا نیست

بنابراین، فعلاً به همین چهار امر بسنده می‌کنم که از وظایف مبلغان عزیز و از مصادیق «قدم صدق» با سیدالشهدا علیه‌السلام است؛ به گونه‌ای که آن حضرت بپذیرند که شما ایشان را تنها نگذاشته‌اید.

اگر آن بزرگوار در روز عاشورا ندا سر دادند که «آیا یاوری هست که ما را یاری کند؟»، این ندا مخصوص همان روز و همان سال شصت و یک هجری نبود؛ بلکه با توجه به گستره تاریخی این نهضت، دعوتی است برای همه اعصار. این خواسته حضرت سلام‌الله‌علیه همیشگی است و باید به آن پاسخ داد، و پاسخ آن در عمل به همین اموری است که یاد شد.

در کشور ایران، فرزند برومند مکتب اباعبدالله علیه السلام، حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه، این درس را از عاشورا گرفتند و با همراهی مردم وفادار این سرزمین و دلدادگان سیدالشهدا در سراسر عالم ـ که جلوه‌هایی از آن را در نقاط مختلف، از جمله کشمیر و پاکستان و دیگر بلاد می‌توان مشاهده کرد ـ پرچم «قدم صدق» با اباعبدالله را برافراشتند. پس از ایشان نیز رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، که از نوجوانی و جوانی در این مسیر گام نهاده بودند، با سخنرانی‌ها، بیانات روشنگرانه و جهاد تبیین، این راه را ادامه دادند.

ایشان در آثار و بیانات خود به تبیین جریان عاشورا و اهداف امام حسین سلام‌الله‌علیه پرداخته‌اند و مبلغان گرامی با مطالعه این آثار می‌توانند راه رساندن پیام عاشورا را بهتر بشناسند و در تبلیغ از آن بهره گیرند.

* اخلاص؛ راز نفوذ منبر حسینی

از جمله اموری که در تحقق «قدم صدق» با امام حسین علیه‌السلام بسیار مؤثر است، اخلاص و نیت الهی است.

اساس عاشورا بر اطاعت از خدای متعال و جان‌فشانی در راه او استوار است. از حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها نقل شده است که در برابر آن همه مصیبت فرمودند: «ما رأینا إلا جمیلاً»؛ این «جمیل» یعنی تحصیل رضایت خدای متعال. این نکته بسیار مهم است. اگر قصد قربت و اخلاص برای خدا باشد، حتی اگر گوینده از نظر بیان، صدا یا مهارت‌های هنری کاستی‌هایی داشته باشد، سخنش در دل‌ها می‌نشیند و اثر می‌گذارد.

اگر این انقلاب به پیروزی رسید و با وجود همه دشمنی‌ها و مشکلات همچنان به مسیر خود ادامه می‌دهد و به تعبیر رهبر شهیدمان «نزدیک قله هستیم»، به سبب اخلاص رهبران آن و نیز اخلاص مردمی است که با نیت الهی وارد میدان شدند و تبعیت کردند.

* ثبت اعمال در دستگاه سیدالشهدا(ع)

در این زمینه، داستانی نقل می‌شود که هم برای خودم و هم برای عزیزانی که توفیق تبلیغ دارند، آموزنده است. والد ما رضوان‌الله‌علیه از حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی نقل می‌کردند و ایشان نیز از مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت رضوان‌الله‌علیه روایت می‌فرمودند که در مراسم تشییع مرحوم آقای پسندیده، برادر گرامی حضرت امام(ره)، در کنار یکدیگر حضور داشتند.

آیت‌الله بهجت نقل کردند که یکی از مبلغان گفته بود: من هرگاه بر فراز منبر می‌گویم «السلام علیک یا اباعبدالله»، پاسخ سلام می‌شنوم. همان‌گونه که در حرم مطهر حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام شخصی مدفون است که به «ابراهیم مجاب» معروف شده، زیرا گفته‌اند وقتی سلام داد، پاسخ شنید.

آن مبلغ نقل کرده بود که روزی برای سخنرانی به مجلسی دعوت شدم. وقتی وارد شدم، دیدم جمعیت فراوانی حضور دارند و پیش از من روحانی محترمی بر منبر بود. من در اواخر منبر ایشان وارد شدم و مشاهده کردم که ایشان با مهارت، تسلط، گیرایی و محتوای فراوان سخن می‌گویند و هنگام ذکر مصیبت، مجلس به‌شدت متأثر شد و گریه و ناله برخاست.

در دل خود احساس حقارت کردم و گفتم من که چنین توانایی‌هایی ندارم، چگونه پس از ایشان بر منبر بروم و مجلس را اداره کنم؟ حالتی از تزلزل در من پدید آمد. سپس با خود گفتم: تو را با این مقایسه‌ها چه کار؟ وظیفه خود را انجام بده و آنچه در توان داری، در راه ارادت به سیدالشهدا عرضه کن.

تصمیم گرفتم به این مقایسه‌ها اعتنا نکنم و تنها به ادای وظیفه بیندیشم. پیش از این، هرگز چنین حالی نداشتم که هنگام گفتن «السلام علیک یا اباعبدالله» پاسخی بشنوم؛ اما پس از آن تصمیم و کنار گذاشتن آن ملاحظات، هنگامی که بر منبر رفتم و خواستم ذکر مصیبت را آغاز کنم و گفتم «السلام علیک یا اباعبدالله»، پاسخ سلام را شنیدم.

* اخلاص در منبر موجب اثرگذاری آن می شود

این مطالب نشان می‌دهد که اگر کار برای خدا و از روی اخلاص باشد، اثر عمیقی خواهد داشت، نه برای آنکه مردم تعریف و تمجید کنند. البته مقصود این نیست که اگر انسان از هنر، بیان خوب یا توانمندی‌های تبلیغی برخوردار است، از آن‌ها استفاده نکند؛ این‌ها نعمت‌هایی است که خداوند عطا کرده است. سخن در این است که اگر انسان بتواند نفس و نفسانیت خود را کنار بگذارد، اثر عمل او ماندگارتر، مؤثرتر و نافذتر در دل‌ها خواهد شد.

* عنایت سید الشهدا(ع) به مبلغ دینی

باز در همین زمینه عرض می‌کنم که اگر بتوانیم کاری کنیم که مورد پذیرش سیدالشهدا، امام حسین سلام‌الله‌علیه، قرار بگیریم و ایشان عمل ما را قبول و پسند کنند، این بالاترین توفیق است.

مرحوم والد رضوان‌الله‌علیه نقل می‌فرمودند که روحانی محترمی از اهل تبریز از جهت بیان و محتوای سخن، چندان برجستگی ویژه‌ای نداشت؛ ازاین‌رو، نه دعوت‌های فراوانی به مجالس مختلف می‌شد و نه در مجالس مهم از او دعوت به عمل می‌آمد.

می گفت که سالی نزدیک ایام عید نوروز، به سبب آنکه رغبت چندانی به منبرهای من وجود نداشت، دستم خالی بود. زندگی طلبگی نیز به گونه‌ای نیست که مال و منال فراوانی در آن باشد. مرحوم والد می‌فرمودند: زمانی که ما می‌خواستیم طلبه شویم، در ذهن همه این بود که این شخص راه زهد را انتخاب کرده است.

آن روحانی می‌گفت: خانواده و فرزندانم از من لباس نو، کفش نو و مانند آن مطالبه می‌کردند، اما برای من فراهم کردن این امور میسور نبود و این مسئله سخت موجب رنجش خاطر من شده بود. در همان ایام، نوعی مکاتبه و عرض حال با حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام انجام دادم و عرض کردم: آقا، در این روزهای نزدیک نوروز، به کارمندان دولت و دیگران پاداش و عیدی می‌دهند تا در برابر خانواده خود سرافراز باشند و بتوانند لباس و کفش نو تهیه کنند؛ اما ما که عمری نوکر شما بوده‌ایم، از این نعمت‌ها محروم مانده‌ایم. به این صورت، با حالتی صمیمانه شکوه خود را به آن حضرت عرضه کرده بود.

ایشان می‌گفت: پس از این عرض حال، در خواب دیدم که حضرت سیدالشهدا سلام‌الله‌علیه فرمودند: ما چه زمانی به شما گفتیم که نوکر ما باشید؟ اما از این پس، نوکر ما باشید. مقصود آن بود که حضرت، از آن زمان به بعد، این خدمت را از او پذیرفتند.

آن روحانی می‌گفت: بعد از این پذیرش از سوی حضرت، نه صدای من تغییر کرد، نه مطالب من عوض شد و نه از نظر ظاهری تفاوتی در کار من پدید آمد؛ اما دیدم پیش از ماه محرم، از فلان مجلس مهم تبریز با من تماس گرفتند و گفتند: زمانی را برای ما قرار دهید. سپس مجالس دیگر نیز یکی پس از دیگری از من دعوت کردند؛ جاهایی که پیش از آن حتی اعتنایی به من نداشتند، مرا دعوت می‌کردند. منبر من رونق گرفت و مورد رغبت مردم واقع شد. سبب این تحول آن بود که حضرت فرموده بودند: از این پس، نوکر ما باشید.

* کاری کنیم که نوکری ما برای اهل بیت(ع) پذیرفته شود

برادران و خواهران عزیز، مبلغان گرامی، شما که این افتخار را دارید، کاری کنید که سیدالشهدا بفرمایند: نوکر ما باشید. امروز اگر حضرت بقیةالله الاعظم نیز بفرمایند: نوکر ما باشید، این برای یک طلبه، یک روحانی، یک سخنران، یک مداح و هر کسی که به هر نحوی خیمه عزاداری امام حسین علیه‌السلام را برپا می‌دارد، بالاترین افتخار است.

همچنین برای کسانی که هیئت تشکیل می‌دهند، دسته‌جات عزاداری برپا می‌کنند، اطعام می‌دهند، در این ایام میدان‌ها و خیابان‌ها را خالی نمی‌گذارند، در راه اهداف سیدالشهدا علیه‌السلام استوار می‌مانند و از رهنمودهای رهبر معظم پیروی می‌کنند، این افتخار بسیار بزرگ است.

همچنین باید از ایجاد اختلاف و ناهماهنگی در میان افراد جامعه پرهیز کرد. مگر نه این است که بارها تأکید شده است که حتی اگر سخن یا نقدی درست و موجه دارید، نباید آن را به گونه‌ای مطرح کنید که به دوقطبی، چندقطبی یا گسست انسجام اجتماعی بینجامد؟ این‌ها نکات دقیق و ظریفی است که همه ما باید به آن‌ها توجه داشته باشیم. اگر به این امور توجه کنیم و درست عمل نماییم، آن‌گاه است که حضرت می‌فرمایند: اکنون نوکری شما را می‌پذیریم.

* در دستگاه امام حسین(ع) هیچ خدمتی فراموش نمی شود

در دستگاه امام حسین علیه‌السلام هیچ چیز فراموش نمی‌شود. هیچ کار کوچک یا بزرگی، اگر از روی اخلاص باشد، از بین نمی‌رود و همه آن‌ها محفوظ است.

به یاد دارم که حضرت آیت‌الله العظمی وحید خراسانی دام‌ظله العالی در درس خود این مطلب را فرمودند و من نیز بارها از ایشان شنیده‌ام. اصل داستان این است که مرحوم آیت‌الله العظمی سید عبد الهادی شیرازی رضوان‌الله‌علیه ـ که پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی، برای مدتی مرجع عام شیعه شدند و پس از حدود دو سال به رحمت خدا رفتند ـ از بزرگان بسیار برجسته بودند. استاد ما می‌فرمودند که ایشان صاحب نفس زکیه بودند.

از جمله نزدیکان ایشان، بزرگواری به نام آقای سید جعفر شیرازی بود. نقل شده است که ایشان به سبب بیماری چشم، در آن زمان برای معالجه به ایران آمدند و ظاهراً در بیمارستان فیروزآبادی شهر ری بستری شدند که در آن روزگار از بیمارستان‌های مهم به شمار می‌آمد. با این حال، درمان ایشان به نتیجه نرسید و در همان‌جا از دنیا رفتند.

آیت‌الله العظمی سید عبد الهادی شیرازی برای ایشان مجلس ختم برپا کردند و طبعاً ما هم که آن زمان در نجف مشرف بودیم، در آن مجلس شرکت کردیم. در آن مجلس، در کنار آیت‌الله العظمی سید عبد الهادی شیرازی رضوان‌الله‌علیه قرار گرفتم. ایشان فرمودند: ما با این آقا، یعنی با آقای سید جعفر، داستانی داریم. پرسیدم: داستان چیست؟

فرمودند: شبی، شب اول محرم، در عالم رؤیا دیدم که حضرت سیدالشهدا ارواحنا فداه تشریف دارند و در محضر مبارک ایشان شخصی حضور دارد ـ که اکنون به یاد ندارم نام چه کسی را بردند، ظاهراً حضرت علی‌اکبر یا حضرت ابوالفضل العباس سلام‌الله‌علیهما بود ـ و فهرستی در دست اوست. حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام نام فردی را که در آن فهرست بود، ذکر کردند و فرمودند: نام او را خط بزنید؛ سپس نام آقای سید جعفر شیرازی را بردند و فرمودند: نام او را بنویسید.

ایشان می‌فرمودند: این صحنه را در عالم رؤیا دیدم. وقتی از خواب بیدار شدم، بسیار در شگفت بودم که چرا دستور حذف نام آن شخص و ثبت نام آقای سید جعفر داده شد. دیگر خوابم نبرد و منتظر ماندم تا صبح شود؛ زیرا طبق برنامه، آقای سید جعفر هر روز صبح زود به منزل می‌آمدند.

روز اول محرم، طبق معمول، ایشان به منزل آمدند. از ایشان پرسیدم: آیا دیشب یا دیروز کار خاصی انجام داده‌اید؟ ایشان پاسخ دادند: اگر اشتباه نکنم، عصر روز آخر ذی‌الحجه ـ که شب آن، شب اول محرم می‌شود ـ در حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه مشرف بودم. هنگامی که از حرم بیرون آمدم، این اندیشه به ذهنم رسید که ما برای امام حسین علیه‌السلام گریه کرده‌ایم، اما آیا کسی را نیز گریانده‌ایم؟ ما «بُکاء» داشته‌ایم، اما «إبکاء» نداشته‌ایم.

ایشان توضیح دادند که در آن زمان، به‌ویژه در حوزه علمیه نجف اشرف، تبلیغ و منبر به گستردگی امروز رایج نبود و تنها عده‌ای اندک به این امر می‌پرداختند؛ برخلاف آنچه امروز در حوزه‌های علمیه ایران و قم معمول است. این فکر به ذهنم آمد که ما باید دیگران را نیز با ذکر مصیبت متوجه و متأثر کنیم. همان‌جا تصمیم گرفتم کتاب مقتلی تهیه کنم و از شب اول محرم، در منزل خود برای خانواده‌ام ذکر مصیبت برپا کنم. و همین کار را انجام دادم.

توجه کنید که آقای سید جعفر این تصمیم و عمل را انجام داده بودند، در حالی که آیت‌الله سید عبد الهادی از آن بی‌اطلاع بودند. البته رؤیا حجت شرعی نیست، اما برخی خواب‌ها قرائن صدق دارند. از همان تصمیم و اقدام، در عالم رؤیا به ایشان نشان داده شد که امام حسین علیه‌السلام فرموده‌اند نام او را ثبت کنید.

درباره آن شخصی که دستور حذف نامش داده شد، اطلاعی نداریم؛ شاید کاری کرده بود که از نظر لطف حضرت دور شده بود، یا برنامه‌ای را کنار گذاشته بود؛ اما درباره آقای سید جعفر، چون چنین تصمیمی گرفته بود، فرمودند نام او را بنویسید.

مبلغان گرامی، بدانید که هر اظهار ارادت، هر منبر و هر ذکر مصیبتی که انجام می‌دهید، ثبت می‌شود و به محضر حضرت بقیةالله ارواحنا فداه عرضه می‌گردد. بکوشیم به گونه‌ای عمل کنیم که ان‌شاءالله مورد رضایت آن بزرگواران قرار گیرد.

در این زمینه داستان‌های دیگری نیز وجود دارد که اگر فرصتی باشد، برخی از آن‌ها را عرض خواهم کرد. از خدای متعال مسئلت می‌کنیم که به همه ما توفیق خدمت به اسلام، نوکری حضرت سیدالشهدا ارواحنا فداه و داشتن «قدم صدق» با آن بزرگوار را عنایت فرماید.

این انقلاب شکوهمند ایران را که در اقتدا به سیدالشهدا و یاران باوفایش و در مسیر آرمان‌ها و اهداف ایشان شکل گرفته است، به اهداف متعالی خود نائل گرداند؛ شر دشمنان اسلام و این کشور را به خودشان بازگرداند؛ و سایه مراجع بزرگوار تقلید، حوزه‌های علمیه و رهبری معظم را مستدام بدارد و توفیقات روزافزون برای نشر اسلام و تحقق اهداف عاشورا عنایت فرماید.

و آخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمین

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha